چیزی واقعی نیست
ما حقایق و قصه ها رو خلق میکنیم
یه پارادوکس تموم نشدنی بین قصه و حقیقت
حالا شاید از من بپرسید خب حقیقت از نظر تو چیه و چه معنایی داره؟
خب راستش نمیشه حقیقت رو از ما جدا کرد
حقیقت نمیتونه به شکلی مستقل از ذهن انسان وجود داشته باشه
شاید بگید حقیقت مقوله قدرتمندیه و در نهایت هم پیروز میشه
باید بگم تنها ایراد این جمله اینه که دروغه
حقیقت زاده ذهن من و شماست
این شما هستین که انتخاب میکنین حقیقت چی باشه
البته گاهی حقیقت بسته به اطلاعاتی که از ماجرا دارین تغییر میکنه ، برای مثال همسر شما در حال خیانت به شماست اما مخفیانه و در ظاهر همسری وفادار جلوه میکنه ، حالا حقیقت بسته به اطلاعات ما از ماجرا محدود میشه به این نتیجه گیری که همسر ما همسری وفاداره
ذهن انسان باعث ساختار دهی به تجربه های انسان میشه و هر ذهن نحوهی خاصی از مفهوم پردازی ذهنی رو انجام میده
یکی از ایده های رایج بین اهالی فلسفه ، جامعه شناسی و روان شناسی اینه که واقعیتی مستقل از ذهن انسان وجود نداره و یک ساختار ذهنی کار ساختن یا انتخاب این واقعیت رو انجام میده ؛ برای مثال یکی از اصلی ترین نهاد های حال حاضر زندگی مردم جهان مربوط به دین و ادیانه که واقعیت جهان رو به متن و روایت وابسته کرده ، اینکه منطق اخلاقی زندگی شما به تورات ، انجیل یا قرآن متصل باشه به این بستگی داره که ذهن شما کدوم از این روایات رو قبول کرده ، شاید اگه شما بیرون از چهارچوب اعتقادات شخصی یا خانوادگی به منطق دینتون نگاه کنین ایراداتی به ذهنتون بیاد اما نکته اینجاست که ذهنتون همهی اون دین رو به عنوان حقیقت پذیرفته و قبول کرده علاوه بر این انسانها جهان رو مجموعه ای از قصه ها میبینن و هر فردی قصه ای رو انتخاب میکنه که بیشتر از هر چیزی با ارزش ها و باور های سابق خودش همخوان باشه
برچسب:
نویسنده: رضا باقریان