مغالطه قمارباز یا مغالطه بلوغ شانس ها (که به دلیل نقش و اهمیت آن در کازینوی مونت کارلو در ۱۹۱۳ ، مغالطه مونت کارلو نیز خوانده میشود) به این باور است که اگر در آزمایش های مستقل مکرر ، از رفتارهای مورد انتظار ما انحراف صورت گیرد ، این انحراف ها ، در آزمایش های بعدی به احتمال بیش از پنجاه درصد در خلاف جهت انحراف های قبلی هستند
مثلا اگر یک سکه سالم را مکررا پرتاب کنیم و بیش از تعداد مورد انتظار (خط) بیاید ، یک قمارباز ممکن است به نادرست تصور کند که این بدان معنی است که در پرتاب های بعدی ، آمدن (شیر) محتمل تر است ؛ چنین پیش بینی ای را ممکن است به سهو ، حق بدانند ؛ این یک مغالطه غیر صوری است و در اصطلاح عامیانه ، قانون میانگین ها گفته میشود
مغالطه قمارباز ، در دل خود ، ادعای همبستگی منفی میان نتایج آزمایش های فرایند تصادفی و تکذیب تبادل پذیری نتایج فرایند تصادفی را دارد
در معکوس مغالطه قمارباز نیز که خود یک مغالطه است ، قمارباز با این پیش فرضی عرفانی که آنچه تا کنون چنین اجازه ای برای آمدن پیاپی (خط) ها داده است سرنوشت بوده است ، حکم به محتمل تر بودن آمدن (خط) میدهد ؛ وی این نتیجه غلط را میگیرد : اگر شانس با «خط» است ، چرا نظرم را تغییر دهم؟ این بار نیز مغالطه ، این تصور است که هستی سابقه ای از نتایج گذشته را نگهداری میکند که در مورد نتایج آینده حب و بغض دارد
برچسب:
نویسنده: رضا باقریان