تصور کنید با کسی چشم در چشم شده اید ؛ او فرمان انجام کاری را به شما میدهد ، که باور دارید میتواند منجر به قربانی شدن جان میلیون ها انسان بی پناه شود ؛ قطعیت فرمان آن چنان در بند بند وجودتان میپیچد و هم زمان موجی از ترس و نیاز به ایمنی را در رگ هایتان جاری میکند ، که بدون هیچ تأملی تسلیم خواسته اش میشوید ؛ کسی که میتواند اختیار را از روان تان سلب کند ؛ یک دیکتاتور در مرتبه روان شناختی ، سیطره یافته بر تمام لایه های اجتماع ؛ این حکایتی است که در زندگی استالین ، رهبر آهنین اتحاد جماهیر شوروی خواهید یافت
بزرگ ترین دیکتاتور تاریخ جهان ، شکست دادن هیتلر و نازی ها و حکومت بر مناطقی که به تنهایی خود در قامت یک قاره بود شاید کارهایی بود که فقط استالین از عهده آنها بر می آمد ، برای درک بهتر عظمت ارضی اتحاد جماهیر شوروی بد نیست نگاهی به نقشه امروزی دنیا بندازیم ، جالبه بدونید بزرگترین تجزیه تاریخ پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به وجود اومد اونقدر بزرگ که در ۳ دهه اخیر که ۳۴ کشور به وجود اومدند ۱۵ تا از این کشورها از جمله روسیه ، اوکراین ، ارمنستان ، آذربایجان ، ازبکستان ، تاجیکستان ، ترکمنستان ، گرجستان ، قزاقستان ، قرقیزستان ، بلاروس ، لیتوانی ، لتونی ، استونی ، مولداوی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به استقلال رسیدند
به اینها فتح چند منطقه استراتژیکی از فنلاند ، فتح مقطعی ایران در هنگام بی طرفی در جنگ جهانی دوم و از همه مهمتر آلمان شرقی هم اضافه کنید
کمونیست ها در زمان زندگی استالین او را بزرگترین تفسیرگر مارکسیسم و بالاترین مرجع نظری در جنبش بین المللی میدانستند
سفیر ایالات متحده آمریکا آورل هریمن درباره استالین می گوید : برایم سخت است که احترام و حسن نیتی که شخصا به من نشان میداد را با خشونت های بی رحمانه و برنامه های تصفیه اش تطبیق دهم ؛ آنهایی که او را شخصا نمیشناختند او را یک خودکامه ستمگر میدیدند ، اما من وجه دیگر شخصیتش را هم دیدم ؛ هوش فوق العاده اش ، درک اعجاب آورش از جزئیات ، زیرکیش و توانایی اش در نشان دادن حساسیت های بالای انسانی ، حداقل در سالهای جنگ ؛ او را از روزولت مطلع تر یافتم و از چرچیل واقع نگرتر و شاید از جهاتی مؤثرترین رهبر جنگی ؛ من باید اعتراف کنم که او یکی از مرموز ترین و متناقض ترین شخصیت هایی باقی ماند که در عمرم دیدم و قضاوت نهایی را به تاریخ میسپارم
استالینیسم نوعی تفکر و شیوه حکومتی است ، ساختارهای اقتصادی و سیاسی که مشابه آن هایی است که استالین در اتحاد جماهیر شوروی به وجود آورد ، به ویژه برنامه ریزی مرکزی و انضباط سیاسی که سیاست ها و روش های حکومت ژوزف استالین نخست وزیر ، فرمانده کل قوا ، دبیرکل حزب کمونیست و رهبر اتحاد جماهیر شوروی بود
استالینیسم ایدئولوژی خاصی نیست ، بلکه روش های به کار بستن مارکسیسم - لنینیسم در روسیه در دوران حکومت استالین بود ؛ برخی تفسیر ها از آن نظریه ها و سازگار کردن آن ها با عمل است ؛ این روش ها شامل دیوان سالاری یا بوروکراتیسم و پذیرش اجباری احکام مطلق استالین در جنبش کمونیسم ، چه در شوروی چه در میان حزب ها و کشورهای کمونیست در سراسر جهان بود
استالینیسم از زمانی پدید آمد که استالین در کسب جانشینی ولادیمیر لنین و از میان برداشتن رقیبان خود در حزب ، به ویژه تروتسکی کامیاب شد ؛ سیاست سوسیالیسم در یک کشورِ او شامل اشتراکی کردن اجباری کشاورزی و صنعتی کردن اتحاد جماهیر شوروی با سرعت و شدت هر چه تمام تر بود ؛ استالین برای پیشبرد این هدف ها نظارت پلیسی بر مردم را گسترش داد و در این راه وسایل بسیار بی رحمانه و خشنی را به کار گرفت ؛ مثل اردوگاه های کار اجباری و به کارگیری پلیس مخفی و دیگر روش های رژیم های تمامیت خواه را با شخص پرستی در هم آمیخت
نسخه استالینی سوسیالیسم ، با تغییرات اندکی ، اتحاد جماهیر شوروی را ایجاد کرد و بر احزاب کمونیست در سراسر جهان تأثیر گذاشت ؛ استالینیسم امکان ایجاد یک جامعه کمونیستی بر اساس برنامه جامع صنعتی شدن و اشتراکی سازی در شوروی را مطرح کرد ؛ توسعه سریع صنعت و مهم تر از آن ، پیروزی شوروی سابق در جنگ جهانی دوم این دیدگاه را حتی تا ده ها سال پس از مرگ استالین در سراسر جهان معرفی کرد
استالینیسم قول ایجاد یک جامعه کمونیستی در طی سی سال را مطرح کرد ، با این وجود ، تحت رهبری استالین ، امکان ایجاد کمونیسم در چارچوب مدل روسی فراهم شد ، حزب کمونیست شوروی سیاست استالینیِ سوسیالیسم در یک کشور را اتخاذ کرد و ادعا نمود که به علت افزایش دعوا های طبقاتی تحت نظام های سوسیالیستی می بایست سوسیالیسم را تنها در یک کشور ایجاد نمود
برچسب:
نویسنده: رضا باقریان